۱۷ فوریه سالروز درگذشت محمد حسنیین هیكل

 17 فوریه سالروز درگذشت محمد حسنیین هیكل مدافع انقلاب اسلامی ومحور مقاومت گرامی باد
 
مختصری از زندگی نامه :


    محمد حسنین هیکل روز یکشنبه  23 سپتامبر 1923 ، در  محله ی  الحسین(ع) قاهره  بدنیا آمد آن روزها تحولات خاص اجتماعی و سیاسی مصر اغاز شده بود ...
  وی هفت سال از دوران کودکی خود را در مسجد  الحسین(ع)  در  مجالس علماء وقاریان برجسته ی قرآن گذراند .. پدر بزرگش اورا به  شیخ قاسم بمنظور  حفظ  قران سپرد .پس از پایان دوره حفظ قران  بوسیله ی محمد و اطمینان یافتن  ازحفظ  قران ، او جایزه اش که یک سکه طلا بود  از پدر بزرگش دریافت کرد و سپس به آموختن زبان انگلیسی وفرانسوی پرداخت  الیته  پس ازطی دوره اموزش کلاسیک ودوره روزنامه نگاری تلاش زیادی داشت تا برای مصاحبه با هیتلز زبان  المانی را هم بیاد داشته باشد.
  این مختصری از بیوگرافی محمد حسنین هیكل روزنامه نگار و سیاسمدار واندیشمند  مصری است که كتابها ونوشتجات او منبع ومرجع  تاریخ معاصر مصر  وتا حدودی زیادی خاورمیانه است.

او   منابع نوشتاری خود را برای روزنامه نگاران در دوبخش مراجع کاغذی ورقی واینترنتی بیادگار گذاشته است..
وی برای هفده سال روزنامه الاهرام مصر  انتشار  داد تا زمانی که این روزنامه  درمیان  10 روزنامه برتر جهان قرار گرفته ورسیدن  به آستانه تیراژ یک ملیون نسخه را تجربه کرد.
او برای جذب استعداد های نویسندگی از میان جوانان کشورش سعی وهزینه زیادی مصروف داشت

جمال عبد الناصر  در الاهرام


  رئیس  جمهور مصر جمال عبد الناصر  به بازدید  روزنامه  الاهرام   رفت ، هیكل بدون هیچ  اقدامات امنیتی از او استبقال کرد، هیكل   جلو ساختمان الاهرام  منتظر عبد الناصر بود و پس از حضور وی با هم به دفتر سردبیر رفتند در آن دیدار که 5 ساعت بطول انجامید  عبدالناصر به او گفت: این روزنامه نگاری "کاری" بود که من علاقه داشتم آنرا دنبال کنم .

براستی "عبد الناصر" مشتری اول الاهرام شده بود و او گفته بود که سازماندهی تشکیلاتی الاهرام بهتر ومنسجم تراز تشکیلات سازمانی ریاست جمهوری مصر است و هر روز صبح اول  وقت اولین تلیفون کاری او به حسینین هیکل بود !
با اینکه هیكل از ضعف مؤسسة  ی  ریاست جمهوری ایام عبد الناصر بسختی انتقاد می کرد .  ولی رئیس جمهور همچنان بشدت اورا احترام می کرد وطرف مشاوره قرار می داد تا جائیکه بیشتراز هر دستگاه دیگری نقش تصمیم سازی هیکل در فرمان های اجرائی رئیس بچشم می خورد !
ومجموعاً  هیکل درجعبه ی روزنامه نگاری خود 20000 سند با ارزش محرمانه در چگونگی حوزه تصمیم سازی دولتی ذخیره کرده بود.

او درکنار مطالعه ی روز آمد وارتباط با جوانان کشورش تنها تا  1987سال 1987  در کتابخانه شخصی خود  40 هزار كتاب در عرصه ی علوم  سیاسی  داشت که اغلب به زبان انگلیسی وفرانسوی ( 75%  تاریخی، و 25%  ازفنون و آثار اسلامی )شامل می شد، نگهداری می کرد.

  اما این کتابخانه درسال  2013،که قاعدتاً باید کتابهایش خیلی بیشتر افزایش یافته باشد    بهمراه منزل  ویلائی هیکل در آتش کینه ی سلفی ها سوخت البته او کتابهای زیادی نوشته است که تنها به زبان انگلیسی 40 کتاب از خود بجای گذاشته است

 اما محمد حسنین هیكل تنها بخاطر قلم موثر وگفتار صریحش  مشهور نبود در واقع بیشتر بخاطر موضع گیری های مطلوب اختصاصی  وپیش بینی ها ی دقیقش معروف شده بود  و بهمین خاطر  مورد سوء طن سادات  وحکام عرب بود وقبل از اینکه  محل کار ومنزلش مورد تفتیش قرار بگیرد اسناد مورد اشاره را بجای امن انتقال داده بود   وبعد از اینکه  90 روز به زندان افتاد و سادات ترورشد او از زندان ازاد شد و كتاب ( پائیز خشم) «خریف الغضب» در انتقام  شدید از سادات و همکاسگانش نوشت .

  كیسنجر وزیرسابق  خارجه آمریكا در وصف هیكل  می گوید: "او مردیست که منطقه را  مثل كف دستش می شناسد و اسرار زیادی از ملوک ،رؤساء وامراء ،به اضافه ی آن از یاداشت ها  و دستورکار و جلسات محرمانه و مستندات فراوانی از آنها در اختیار دارد".

برای نمونه او در نوشته های افشاگرانه خود می نویسد: ملک حسین پادشاه اردن سالانه یک ملیون دلار دستمزد از  سازمان "سیا" می گرفته است  وهمچنین ملک حسن دوم  پادشاه مراکش بخاطر لحاظ کردن دستورات "موساد "خیلی علاقه مند بود که کنفرانس های سران عرب واسلامی در آن کشور برگزار شود وبرهمین پایه   7 نشست سران عرب را از سال  1965: 1986 و سه کنفرانس اسلامی در آن کشور برگزار کرد تا موساد تصویر وصدای سران را از نزدیک مورد تحلیلل وتجزیه وتصمیم بعدی قرار دهد واینگونه بود که سرنوشت اعراب بدینجا رسید که حالا در آن قرار دارد..

او هنگامیکه می خواست تحت فشارهای سادات روزنامه ای لاهرام را ترک کند درنامه ی نوشت" استأذن فى الانصراف " اجازه می خواهم که از اینجا منصرف شوم (خارج می شوم )وننوشت استعفا می دهم چون می خواست کار مورد علاقه ی خود که روزنامه نگاری بود را پیگیر باشد.

مواضع تابت و بیاماندنی  هیکل
  او  که از علاقمندان انقلاب اسلامی وایران بود  با تکیه برحقائق با همه ی شجاعت از مواضع ایران و محور مقاومت دفاع می کرد و در خصوص جزایر ایرانی مورد ادعای امارات گفته بود که در هنگام انعقاد قرار داد 1975  من شاهد بودم که حق ایرانیها تثبیت شد واعتراض امارتی ها وارد نیست  و در مورد علاقه ش به ایران گفته بود که ایران بخشی از خاطرات جوانی من است

در روزهای  بروز فتنه 88  هیکل در مصاحبه ی به شبکه ی الجزیره گفت:مطمئن باشید این جریان نا آرامی حتی نمی تواند به لایه ی اول از سه لایه ی جکومت انقلاب اسلامی خدشه ی وارد کند
... در خاطراتی دیگر پسر ارشدش از اومی گوید: پدرم(هیکل)  دوبار بشدت گریه کرد. اول زمانیکه پدر بزرگم از دنیا رفته بود ودوم زمانیکه اولین هواپیمای اسرائیلی در فرودگاه قاهره به زمین نشست ...
هیکل خود در خاطراتش می نویسد:زمانی بمنظور  انجام ماموریتی رسمی به امریکا رفتم در اتاق منشی رئیس منتظر وقت ملاقات بودم   مقداری معطل شدم یک نخ سیگاربرگ کوبائی را بر روی لب گذاشتم که روشن کنم ناگهان منشی رئیس با دستپاچگی بسویم پرید وگفت: لطفاً این سیگا ر کوبائی را دراینجا روشن نکن . چون کوبا را تحریم کرده ایم . اگر رئیس متوجه شود مرا از کار وتورا از آمریکا اخراج میکند... خود هیکل نتیجه گیری می کند نگاه کنید ببینید آمریکا حتی به کسیدن یک نخ سیگار که پولش به جیب دشمنش می رود و یا برای او تبلیغ می شود واکنش نشان می دهد  وبا افسوس می گوید : ولی ما ...
در خاطرات منتشر شده دیگر ی به نقل از او می گویند: ببینید اهمیت مدرسه ابتدائی را  ...  جمال عبدالناصر در یمن  تنها یک مدرسه ابتدائی  تاسیس کرد.اسرائیل وغرب با جنگ دیپلماتیک آنقدر به یمن فشار اوردند تا آن مدرسه تعطیل شد.

یکی از همکارانش از  روزهای آخر زندگی  هیکل مینویسد : او در رختخواب بیماری شدید نیز سلاح پایداری اش یعنی تعدای کتاب  و قلم ودفترش را در کنار داشت و کارش را ادامه می داد.

او در هنگام انتقال به بیمارستان حاضر نبود که دولت هزینه درمانش را بپردازد وگفته بود که از دولت  می خواهد که تشیع جنازه رسمی برایش برگزار نکند
او دروصیت نامه ی 8 صفحه ی   اش نوشته بود که نماز وتدفین وی در مسجد «الحسین» انجام پذیرد  و نوار کاست ضبط شده تلاوت قران شیخ «محمد رفعت» استاد دوران کودکی اش را بر سر قبرش پخش کنند.
هیکل در بند 7  وصیتنامه خود به لزوم مهم بودن  وتقویت روابط  مصر  و ایران  اشاره کرده است...

او در عبارات پایانی وصف خود می گوید«مستقبلى صار ورائى» و«هذه تجربتنا» و «نحن قمنا بدورنا» و«رؤیتنا قدمناها» و«الأمانة سلمناها».. آینده ام را پشت سرگذاشتم واین تجربه ماست ما به ایفای نقش خود پرداختیم ودیدگاهمان را مطرح کردیم  وامانت را به شما سپردیم ....
 اما انگیزه نوشتن این نوشتار بوسیله ی حقیر :  در باب قدر شناسی  و مستند به این جمله  نویسنده تونسی نوشتم که طی ارسال مطلبی در رسانه ها خطاب به سید حسن نصرالله   نوشته بود. شما را و هرکه شما را دوست بدارد دوست داریم.

یادش گرامی
  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.