بایگانی برچسب: بهنام

دانلود موزیک ویدیو امیر سون استار و بهنام و علی قاسم خانی بنام سوگی گونه ۲

دانلود موزیک ویدیو جدید امیر سون استار و بهنام و علی قاسم خانی بنام سوگی گونه ۲ Download New Music Amir Sevenstar Ft Behnam Ft Ali Gasemkhani – Sevgi Gone 2 دانلود موزیک ویدیو امیر سون استار و بهنام و علی قاسم خانی بنام سوگی گونه ۲ پخش از تهران موزیک دانلود اهنگ سوگی گونه […]

The post دانلود موزیک ویدیو امیر سون استار و بهنام و علی قاسم خانی بنام سوگی گونه ۲ appeared first on تهران موزیک | دانلود آهنگ جدید.

اي بهار عشق!


هر   دم   شکست  مي رسد  از  بخت  بد مرا
ميناي  مي    کجاست   که  از   خود   برد مرا

در    بند   خاکدانم    و     از   شعله ي  فراق
دود    جگر   به    اوج     فلک    مي رسد مرا

روح    مجرّدم      که     به   ظلمات    زندگي
محکوم      کرده اند      به   حبس   ابد   مرا

در     کوره     راه    حادثه هاي    هزار   رنگ
از   پا    در    آمدم   ،   نکند  کس  مدد  مرا

بي   صحبت   فرشته    بسي  پر  غبار  شد
آيينه ي     دل     از   نفس  ديو   و   دد  مرا

در   گلشن   وجود ،  چنان   خوار   گشته ام
کاقبال   هم  به   سينه   زند دست   رد مرا

راهي به سوي دوست گشودم   ولي   دريغ
ابليس    کرد     وسوسه   گرديد   سد  مرا

آنک   در   انتظار    توام    اي   بهار   عشق!
دست خزان    به ريشه   اگر  تيشه   زد مرا.

قشنگترين چشم هاي دنيا

بسم الله الرحمن الرحيم


 


 


حس ِ ديدن چشم هاي خوشبخت ترين دختر دنيا ، لذتي نبود که بخواهم به سادگي از کنارش ، بي تفاوت عبور کنم ... 


چشم هاي خوشبخت ترين دختر دنيا ، قشنگ ترين چشم هاي دنيايند ... 


چشم هايي که از برق دويده در نگاهشان مي توان فهميد که به دنبال خوشبختي در اين دنيا نبايد گشت ! خوشبختي مفهوم فراتر از دنيايي است که برق چشمان خوشبخت ترين دخترش ، از او مي بُرد ... ! 


قشنگ ترين چشم هاي دنيا مي توانند روي صورت هر کسي جا خوش کنند و لذت ديدنشان بر صورت عزيزترين دوستانم ، لذت کمي نبود ... !


سه روز گذشته به عشق نگاه کردن چشم هايي گذشت که دريچه ي جان و دروازه ي وجودند ...


دوست داشتم ، زيباترين خاطره اي باشم که حتي پس از مرگم فکر کردنم لبخندي و فاتحه اي را آرام برايم بخرد ... 


دوست داشتم خوشبختي را ولو براي ثانيه اي آرام آرام بخزانم در خوني که مي تپد به سراسر وجود عزيزانم .. چون ديگر سراسر عمر مي شود عشق به همان يک لحظه ... 


فشنگ ترين هديه ، قشنگ ترين چشمان دنيا بود ...


چشماني که در آسمان و زمين بي مانند بود ، قشنگ ترين هديه ، چشمان خوشبخت ترين دختر دنيا بود ...


بي شک هيچ چشمي زيباتر از چشم هاي دختري که جانش گواه اميد اوست ، نيست ... چشماني که از نگاهشان لاله مي رويد و به اشکشان کائنات بايد پاسخگوي دادگاه عدل الهي باشند ...


چشمان مقدس تطهير شده به اشکي که هيچ گاه ، هيچ گاه بي وضو نبايد دست بر آنان کشيد ... !


صورت گرم ريحانه اولين چهره اي بود که به زيباترين چشمان دنيا افتخار مي داد ... درست وقتي درب خانه را باز کرد و مرا با کيکي که شمع هجده رويش بود ديد ...


شمعي که در تمام عمر يکبار به دست باد سپرده مي شود و بي مانند ترين تولد دنياست ...


هجده سالگي بي همتاست ، خاص است ... متفاوت است ... 


دختر ها در تمام طول عمرشان يکبار هجده ساله مي شوند و بعد تا آخر عمر در همان شور و شوق هجده سالگي مي مانند ...


حتي اگر به نامردي سرکوب شوند و بيداد خفقان بر گلوي پر ز آواز جواني شان ، مهر زند باز هم شب ها وقتي که همه خوابند يواشکي شروع مي کنند به خواندن ...


قناري ها نوت از نواي دلنشين مادراني بر مي دارند که آرام دست بر شکم مي کشند و براي نازدانه وجودي که درونشان مي تپد ، زمزمه مي کنند ؛ دو ، رِ ، مي ، فا  ... 


و شکوفه ز لطافت اين دو عدد کنار هم تقليد مي کند ... 


يک ، هشت ...


هجده سن چادر هاي خاکي است ، سن عاشقانه بر سينه کوفتن هاست ... آرام بگويم ، هجده ، سن زهرايي هاست (‌ سلام الله عليها ) 


هجده سالگي خيلي بي مانند و مقدس است ...


خيلي ...


و به تبع هديه اش هم بايد بي مانند باشد ... 


يک شنبه ، روز چشم هاي خوشبخت ترين ريحانه ي دنيا در تمام تقويم ها بود ...


يک شنبه ريحانه از دنيا بريده بود ، يک شنبه ريحانه سکوت کرده بود ، سکوتي که در آن آواي مادرانگي بر تمام پروانه ها سر مي داد و لالايي عشق بر جان شاپرک ها مي خواند ...


اين هفته ، هفته ي خوشبختي قشنگ ترين چشم هاي هجده ساله مادرانه هاي بي مانند بود ... 


چهارشنبه ، اين چشم ها متعلق به حنانه بود


چشم هايي که خيره کيک روي تخت پر از لباس پرت شده و بهم ريخته را نگاه مي کردند و درشان شور ، طبل مي زد ... 


به چشم هاي حنانه خيره شده بودم ..


به چشم هايي که زيباتر از آن ها در دنيا نبود ...


به چشم هايي که جاني شاد را به نابي هجده سالگي گواه مي داد ...


به چشم هاي حنانه خيره شده بودم ...


چشم هاي غمگينم به چشم هاي حنانه خيره شده بودند ... 


ديدن قشنگ ترين چشم هاي دنيا ، کار ساده ايست ... 


فقط کافي است حواست به دخترانه اي باشد ، درست وقتي که حواسش به خودش نيست !


و چشم هاي مادر وقتي که کيک تولدي را بعد سالها مي بينند ، چقدر ديدني است ! 


قطعا زيبا ترين چشمان دنيا چشمان يک دختر است 


دختري که لحظه اي از شور و تاب و تب دنيا ببرد ، لحظه اي به هيچ چيز فکر نکند ، جز خوشبختي ... 


چشم هاي غمگينم درست در تير رس نگاه چشم هاي حنانه بود و چشم هاي ريحانه درست در مقابلشان ...


تمام اين مدت ، تمام اين هجده سال وقت فکر کردن به خودم را نداشتم ...


خودم بايد حواسم به خودم مي بود چيزي که اين اواخر خسته ام کرده و ترجيح داده ام تا اگر حواسي بناست جمع من باشد لااقل حواس من نباشد !


خسته شده ام از تمام اين سال ها مردانه جنگيدن ها ... 


براي يک لحظه ؛


دلم خواست .. 


چه مي شد من هم خوشبخت ترين دختر دنيا بودم و براي ثانيه اي ، قشنگترين چشمان دنيا از آن من مي شد ؟!


 


ــــ


+ امشب چقدر غمگينه ...


+ شمع هجدهم مثل سال هاي قبل بايد توي تنهايي فوت بشه ... 


#س_شيرين_فرد


 

درد نامه

بسم الله الرحمن الرحيم


 


 


 


مي داني چيست ؟! نوشتن هميشه مرهمي بر حرف هاي ناگفته اي بود که هميشه در سينه پنهانشان مي کردم ...


يک وبلاگ قديمي هم مي شد سنگ صبور نوشته هاي چندين و چند ساله ... 


مي داني چيست ؟! هميشه از کنارم رد مي شدند و متن ها و قلمم را تحسين مي کردند ، گه گاه خون دل نوشته ها مي شد برگزيده ي اين مجله و آن مجله و گه گاه ...


اما هيچ وقت ، هيچ وقت و هيچ گاه کسي ندانست تا نشستن به انتظار خوابيدن همه ، براي باز کردن يک لب تاب قديمي و خريدن يک خواب آرام به بهاي اشک ريختن به پشت همين کليد هايي که تند تند رويشان مي زنم چقدر درد دارد ...


هيچ کس نفهميد که من هيچ گاه تايپ سريع ده انگشتي را در هيچ کلاسي نياموختم ... 


هيچ کس نفهميد که ناخودآگاه دانستن جاي کليد ها ، حاصل شب بيداري هايي به درد است ... 


به دردي که هيچ کس نفهميد ...


هيچ کس نفهميد پف زير چشم هايم ، صبح ها از بي خوابي ديشب نيست ...


هيچ کس درد ِ خواب هاي نداشته ي اين سالهايم را نفهميد ...


هيچ کس ... 


مي داني چيست ؟!


يک وقت هايي اد ليستت هرچقدر بلند و کانتکت هايت هرچقدر بيشتر باشند ، تنها تري ...


هي متن هايت را فروارد مي کني و هي برايت استيکر آفرين و احسنت و واااو وِري گود مي فرستند ، جماعتي که حوصله ي تايپ کردن نيز هم ندارند ...


اين جماعت حوصله ي خودشان را هم ندارند .. ، چه انتظار مي رود ... ؟!


انتظار داري درد و دل هايت را با يک وبلاگ سالخورده که هيچ گاه رهايت نکرد ، با دقت و کامل بخوانند ؟! 


انتظار داري درد تمام اين واژه ها را آنطور که تو با خون دل آميختي درک کنند ؟!


من بعيد مي دانم ... !


براي دل خودت مي نويسي اما خودت هم مي داني 


گاه مخاطبي


هر چند غريبه


هرچند دور ... 


که بخواند


که بداند


مي تواند


بکاهد


از تمام 


درد هاي


هر شب تو !


 


ــــ


+ و اينجاست که ايمان مي آورم به اين بيت :


اگر اهل دلي ديدي ، سلام من رسان بر وي             که کمتر يافتم هرجا فزونتر جست جو کردم 


 


+ دلم ميخواد بدوم ... بدوم و دور بشم ، از خودم ... از آدمايي که دورمو گرفتن ... برم و يه جايي خودم رو جا بذارم ... جايي که هرگز کسي پيداش نکنه .... !


+ چقدر آرزو ها داشتيم :)


#س_شيرين_فرد

الجزیره ۱ – ۲ رئال؛

رئال مادرید در دیداری مهیج 1-2 از سد الجزیره گذشت و در فینال حریف گرمیو شد.

رئال مادرید در دیداری که موقعیت های فراوانی را از دست داد و سنگربان های الجزیره بارها منجی دروازه خود شدند، با نتیجه 1-2 الجزیره را مغلوب کرد تا حریف گرمیو در فینال جام باشگاه های جهان شود.

 

اولین موقعیت رئال مادرید در همان دقیقه 5 ایجاد شد؛ اما ضربه رونالدو روی پاس ایسکو با فاصله کمی از کنار دروازه به بیرون رفت.

 

 

 

 

یک دقیقه بعد باز هم رونالدو در محوطه صاحب فرصت شد؛ اما این بار ضربه او با واکنش خسیف همراه بود و در ریباند هم ضربه بنزما به کرنر رفت.

 

اما درخشش خسیف ادامه یافت و در دقیقه 12 و روی ریباند موقعیت بنزما، این بار رونالدو بخت مناسبی برای گلزنی داشت؛ اما این بار هم ضربه او توسط خسیف مهار شد.

 

 

 

 

در دقیقه 16 باز هم کهکشانی ها صاحب فرصت فوق العاده ای شدند؛ اما این بار ضربه مهاجم فرانسوی رئال با واکنش سنگربان الجزیره همراه بود.

 

یک دقیقه بعد بنزما فرصت فوق العاده دیگری برای گلزنی داشت؛ اما ضربه سر او از فاصله نزدیک راهی به دروازه نیافت تا یک موقعیت دیگر هم از دست برود.

 

در ادامه کهکشانی ها 2 بار موفق به گلزنی شدند که یک بار خطای رونالدو اعلام شد و دیگری با تکنولوژی خط دروازه مردود شد تا هیچ کدام از گل ها مورد قبول قرار نگیرد.

 

 

 

 

 

اما در دقیقه 40 این الجزیره بود که بر خلاف جریان بازی به گل رسید. روی یک ضد حمله سریع، بوسافا با پاسی دقیق خود رومارینیو را درون محوطه صاحب فرصت کرد تا او با ضربه ای زیبا گل اول را به ثمر برساند و الجزیره در عین ناباوری با یک گل برتری به رختکن برود.

 

اما با شروع نیمه دوم الجزیره نیز به گل رسید که گل آنها نیز با فناوری VAR مردود اعلام شد. دقایقی بعد خسیف گلر آماده الجزیره به علت آسیب دیدگی تعویض شد تا کهکشانی ها خیلی زود و در دقیقه 52 به گل برسند.

 

روی پس عمقی مودریچ، رونالدو در گوشه محوطه صاحب فرصت شد تا با ضربه ای دقیق به گوشه دروازه گل تساوی را به ثمر برساند.

 

 

 

 

لحظاتی بعد بنزما با ضربه فنی خود می توانست زننده گل دوم باشد؛ اما سنگربان جدید الجزیره واکنش خوبی نشان داد. در دقیقه 63 مهاجم فرانسوی رئال مادرید با دروازه حریف تک به تک شد؛ اما ضربه او توسط الثنانی گلر الجزیره به زیبایی مهار شد.

 

تنها 4 دقیقه بعد باز هم این بنزما بود که در مقابل دروازه صاحب فرصت شد؛ اما ضربه او به دیرک دروازه برخورد کرد تا بدشانسی های او تکمیل شود.

 

باورکردنی نبود؛ اما در دقیقه 68 و این بار روی ارسال مودریچ، باز هم ضربه بنزما به دیرک برخورد کرد تا بازی همچنان با نتیجه تساوی دنبال شود.

 

 

 

 

اما در دقیقه 80 گرت بیل به جای بنزما وارد میدان شد و تنها یک دقیقه بعد و روی پاس به عقب وازکز موفق شد با ضربه ای دقیق از درون محوطه گل دوم تیمش را به ثمر برساند.

 

در دقیقه 86 ستاره ولزی این بار با یک قیچی برگردان زیبا دروازه الجزیره را تهدید کرد که سنگربان حریف را به واکنش واداشت تا نهایتا با همان نتیجه 1-2 حریف را مغلوب کند.